دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای عکس هایی که پاره کردم و سوزونـدمشون... برای
دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...
حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...! ...
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... خنده هایی که دارم
فراموششان می کنم... ... و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام..
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 15:11 ] [ شی وا.ش ]
[ ]
