باور کن من هرگز لایق دوستت دارم های تو نبودم ؛
تنهایی
دیوار
قهوه های سر رفته از حوصله ام..
اتاقی که چهازطاق باز روی من خوابیده..
چشمانی که از ساعت کارافتاده ترند..
و شانه های تو که زیر باران نمیروند..
باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم..
و این یعنی:
تن..ها..یی..
(هومن شریفی)
یه مدتی دوست خوبم وروجک ۲۰۱۰ نیست فکر کنم تنهام گذاشته..
امیدوارم اینجوری نباشه..هرچه زودتر بیا...
شبیه معادلات چند مجهولی شده ام ؛
این روزها ....
هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد ... !!!
ممنون از دوستانی که نظر میذارن..خیلی به من لطف دارن...![]()
![]()
بوووووووووووووووووووووووووووووووووس![]()
![]()
یه مدتی نیستم...زود برمیگردم...![]()
دوستووووووووووووووووووون دارم...![]()
احساس نَـ ـ ـ ـــبودَنت
تمام غزلهایم را تَمَســـ ـ ـخُر میکند...
قافیه ها را باید بدون تـُ ـو
... به دار کشید!!!
قصه ی لیلی و مجنون
چند صباحی است که به خوابـــ ـ ـ رفته...
باید تیشه ی بـ ُـ ـ ــغض بر دوش گرفت
فَرهــــادیــ ـ ـ دیگر باید...!
