میام سراغ دفترم..نمیدونم چی میخوام بنویسم..

امشب زیاد حس و حال نوشتن ندارم..

راستش هیچ واژه ای ای توی نوشتن یاریم نمیکنه..

تمام جمله هایی که به ذهنم میاد ناقصه..

از پشت میز بلند شدم و کنار پنجره میرم..کوچه خلوته..

انگار این کوچه خلوت خوابه..

دوباره برمیگردم سراغ دفترم..

امشب دفترم سفید موند...


[ جمعه هفتم خرداد ۱۳۸۹ ] [ 23:9 ] [ شی وا.ش ]
[ ]