تبليغاتX
دردودل

دردودل

(منو رها کن از این فکر تنهایی..)

HOMEPAGE

E-MAIL

سلام بر همگی..

نماز روزه هاتون قبول..

آغاز سال تحصیلی به همه تبریک میگم..

از تمام کسانی که به من و وبم لطف داشتن ممنونم..

خوش باشید.                                         قربووووووو نتون                                                           

+ نوشته شده شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 12:8 توسط شی وا.ش |

به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن

+ نوشته شده سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 12:57 توسط شی وا.ش |

آری آری زندگی زیباست!

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

گر بیافروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست

ور نه خاموش است

و خاموشی گناه ماست . . .

+ نوشته شده سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 12:57 توسط شی وا.ش |

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی

+ نوشته شده دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:11 توسط شی وا.ش |


ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشكای منو ببینی , چون من توی آبم..

آب جواب داد اما من میتونم اشكای تو رو احساس كنم چون تو

توی قلب منی


+ نوشته شده دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:10 توسط شی وا.ش |


ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشكای منو ببینی , چون من توی آبم..

آب جواب داد اما من میتونم اشكای تو رو احساس كنم چون تو

توی قلب منی


+ نوشته شده دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:10 توسط شی وا.ش |

سهراب ،گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت ! رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را ،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید .فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

+ نوشته شده دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:7 توسط شی وا.ش |


بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

+ نوشته شده یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 16:10 توسط شی وا.ش |

خدایا خونمون بوی بهشت میده... هنوز قالی خونمون بوی بهشت میده آخه مامان صبح تا شب

روی این قالی راه میره.... خدایا منو هیچوقت از بهشتم دور نکن ...... آمــیــــــــــــــن


+ نوشته شده یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 15:59 توسط شی وا.ش |

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست

+ نوشته شده یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 15:58 توسط شی وا.ش |


نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم ..... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی صدایت نمی زنم ..... زیرا اشك های من برای تو بی فایده است فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

+ نوشته شده یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 15:54 توسط شی وا.ش |

ترس از عشق ترس از زندگی ست...

آنان که از عشق میگریزند مردگانی بیش نیستند.......(برتراندراسل)

+ نوشته شده شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 17:27 توسط شی وا.ش |